افاده, سروصدا, کبر وناز.
سربه سر گذاشتن, با انگشت چیزی را زیر و روکردن, به هم زدن, به چیزی وررفتن.
سرخر, کسی را گویند که برای بهره مند شدن از نوالی خود را به دیگران بندد.
چیزی را از قبل حساب کردن.
بزن بهادر و با استخوان.
بازی است که با دو قطعه چوب میکنند که یکی از آن دو قطعه چوب تقریباً نیم ذرع و دیگری تقریباً سه گره است و دراصفهان آن را ...
به معنی مبادله.
لوده و بی غیرت و بی کار و بار.
به شخص سرگردان.
کثافت روحانی, فلاکت و آثار ظاهری آن.