عدالت ادبی از خصلتهای اخلاقی ادبیات به شمار میرود. به موجب این خصلت، هر اثر ادبی در نهایت باید بازتابنده روحیهای عدالت خواهانه باشد بهطوری که خبث و بدطینتی به کیفر برسد و پاکی و نیکی پاداش نیکو ببیند.
این نظریه نخستین بار توسط توماس رایمر، ادیب قرن هفدهم در کتاب “تراژدیهای اعصار گذشته” (١۶۷٨م) پیش کشیده شد اما پیش از آن نیز همواره از آثار ادبی توقع عدالتجویی و عدالتخواهی رفته است.
عدالت ادبی نزد دستهای از نویسندگان مثل اسکار وایلد، نویسنده و شاعر ایرلندی و دیگر طرفداران نظریه “هنر برای هنر” چندان مورد توجه و اهمیت قرار نگرفته است.