فلسفه سیاسی است که معتقد است می‌توان جامعه را بدون نیاز به قدرت دولت سازماندهی و اداره کرد. واژه آنارشیسم از قدیم در عرصه سیاست و جامعه به عنوان واژه‌‌ای تحقیر‌آمیز در شرایط در هم شکستن نظم و اخلاق در جامعه به کار می‌رود. واژه آنارشیسم بیشتر در فرهنگ‌نامه‌های علوم سیاسی مورد بحث و بررسی قرار می‌گیرد. به کارگیری آن به عنوان اصطلاحی تاریخی بیشتر ناظر به ادوار رواج اندیشه آنارشیسم است. این لغت که مشتق از انارخه یونانی به معنای عدم دولت است در قرن نوزدهم مبدل به مکتبی سیاسی شد و هر چند در ابتدا مبتنی بر خشونت نبود اما چون به تروریسم روی آورد و ویرانی نظام حکومت‌های اروپا را مدنظر قرار داد، آن‌گاه معنایی که از آن دریافت می‌شد برابر با هرج و مرج‌طلبی و قبول بی‌نظمی در جامعه شد. رشد اندیشه‌های لیبرالیستی، سوسیالیستی و سندیکالیستی در همان قرون موجب شد تا به حیات مکتب آنارشیسم پایان داده شود اما این واژه در فرهنگنامه‌های سیاسی همچنان به عنوان نظریه‌ای که مبنی بر هرج و مرج اخلاقی و اجتماعی باشد مورد بحث قرار می‌گیرد. لذا برای تفصیل بحث درباره آن باید به آن فرهنگ‌نامه‌ها رجوع کرد.